|
خانه ای برای زیستن
|

اديپ پدر خود را ميكشد.
او در محيطي متفاوت از زندگي پدر پروش مييابد. پدر و مادرش را نميشناسد.
اديپ پس از آنكه ميفهمد پدر خودش را كشته و با مادر خودش رابطه زناشويي داشته؛ در برابر جسم بيجان مادر، به وسيله سنجاق سينه مادر چشمانش را كور ميكند. او هيچگاه از نفرين پدركشي رها نميشود.
سهراب بدست پدرش كشته ميشود.
او نيز در محيطي متفاوت از زندگي پدر پرورش مييابد امّا همواره مادرش را ميشناسد. پدر او را نميشناسد، امّا سهراب پيش از كشته شدن پدر را ميشناسد. پدر در جنگ حيله ميكند و پسر را به زهر زخمي ميكند. پس از آن تازه ميفهمد كه پسرش را زخمي كرده است. پشيمان ميشود و براي نجات پسر به دنبال پادزهر ميرود ولي سرانجام تلاش پدر براي نجات پسر بيفايده است. امّا پدر دچار هيچ نفريني نميشود تنها گاهي غمگين ميشود!
فاوست زوج پيري را كه الهام بخش شادي و زندگي در سرزمين او بودند را ميكشد.
اين زوج پير در قله تپهاي خانه زيبا و محيطي شاد داشتند. فاوست ميخواهد آن خانه را خراب كند و به جاي آن برجي بسازد كه با آن به دور دستها خيره شود. زوج پير حاضر به معامله نميشوند و در نهايت بدست سربازان فاوست كشته ميشوند.
فاوست در اثر عذاب وجدان جان ميسپارد.
از خون جوانان وطن لاله دميده
بدون شرح
برادران كارامازوف داستانياست درباره پدركشي.
به گفته سارتر، برادران كارامازوف روايتي از يك پدر كشي است. هريك از برادران به نوعي در كشته شدن پدر خرفتشان سهيمند ولي در نهايت مشخص نيست كه كداميك قاتل پدرند. برادران كارامازوف يكي از صدها داستاني است كه در دنياي بيرون از ما پيرامون پدر كشي نوشته شده است.
در داستان فريدون سه پسر داشت؛ پدر به نوعي موجب مرگ دو پسرش ميشود.
اين داستان نوشته عباس معروفي است كه خارج از كشور منتشر شده است. (پيش از اين در پستي به اين كتاب اشاره كردهام). پدر داستان در جريان وقايع از اعدام شدن يكي از پسرانش جلوگيري نميكند و موجبات مرگ يكي ديگر از آنها را فراهم ميكند.
جداي از آنكه در سالهاي اخير برخي نويسندگان آگاهانه به سمت پدركشي حركت كردهاند، حجم عظيم "سهراب كشان" داستانهاي ايراني را بايد ناشي از فرهنگ و محيط پرورش اين نوشتهها دانست: محيطي كه صدها سال شاهان از ترس پسران خود را كور ميكردند و ميكشتند.